تبليغاتX
یاسهای وحشی - تمام نا تمام من با تو تمام می شود .
...امشب کسی بر سر این گور می گرید ... گوش کن ، صدای گریه از همین نزدیکی هاست

 

هنوز هم باور نمی کنم ... 

چه ساده  تمام تمام ها به سراغم آمدند ... زمانی که در انتظار پایان غمها بودم ... و طلوعی روشن از نوری که می تابد ، تا برای همیشه بماند ...

اما ...

           خورشید ، ساده ، مثل همیشه ، غروب کرد .

من 

تمام شدم .           

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:30  حرفای یاس یاس  |